تبليغاتX
جرعه های دلتنگی
شعر نقد یاداشت
 

بنام انکه زبان آفرید

 

آگاهی نامه نشست ادبی امروز

 

  شادی    

        کمک 

              درد و

                  حس من وتو                        

                        دریک کوچه 

                             همسایه نام دارد

 توضیحات:

 ( پنجره ی برای دیدن ) مجموعه ی دوم شعری شاعرجوان معاصرعبدالهادی ایوبی می باشد که حضور گرم شما فرهیخته گان عزیز را سپاس می گوید درین اثر بیشتراحساسات شاعر در قالب تکه های ادبی، اشعار سپید و کمتر غزل به کار رفته است شاعر کوشیده ناگفته ها را به زبان خیلی شیوا وبیان رسا به تحریرآورد اعتراف کاستی ها و کمبودی ها چیزی است که به آینده ها مفید واقع می شود

نخستین مجموعه شعری وی بنام خالصانه برای تو و همچنان از فعالیت های تازه  ادبی وی یک نوار صوتی به همکاری با نو سلاله تحت عنوان پنجره ی برای شنیدن می باشد.

اهداف نشست ادبی امروزی:

- افتتاح مجموعه شعری عبدالهادی ایوبی پنجره ی برای دیدن

- بهانه ی برای دیدار فرهنگیان و شا عران جوان

- بحث های جدید و تبادل فرهنگی و ادبی

- تقویت و گسترش روابط بهتر ادبی میان شاعران جوان

- زمینه سازی و تشویق ذهنیت های مفید جهت فعالیت های ادبی و فرهنگی در آینده میان شاعران

صحبت ها

و ...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 9:23  توسط عبدالهادی ایوبی  | 

شاعران جوان بلخ امید فردای حوزه فرهنگ ماست چند لحظه دیدار پرخاطره فرهنگ ادبیات افغانی از سالهای پیسین تا عصر امروزی فراز و نیشیب های زیادی را دیده و متحمل شده است روزگاری از شامخ ترین زبان های عصر خود بوده که شاهان و درباران اعصار مختلف برای حفظ اصالت و ارزش های فرهنگی ادبی خویش با شاعران و نویسنده گان نشت ها و گپ های می داشتند و زمانی با نسل های تنگ نظر وعقب گرا که حضور و وجود ادبیات و فرهنگ برای شان تحمل نا پذیر بود دست و پنجه نرم کرده و بار های از خشونت و ادب زدایی تحمیلی را به دوش کشیده اند اما با آن هم چون دریای خروشان در هر عصر و نسل با قامت بلند خویش همچو قله های پامیر و هندوکش ایستادگی کرده و برای ماندگاری خویش ریشه های پربار فرهنگی خود را همانند درخت صنوبر که هر شاخه ان فریاد های افتخار نسل های بعد است به پیش رفته اند که یکی از نمونه های آن شاعران نسل جوان و معاصر بلخ زیبا زادگاه مولانا است. از بلخ آستانی که داستانش از مولانای روم،مزار علی، رابعه بلخی، بوعلی سینای بلخی و هزاران فرهیخته که نام و یادش نمایان گر اصالت فرهنگ و ادب کشور ماست شنیده بودم تا بلاخره محبت و صمیمیت کلام شرین شان مرا نزد شان کشانید و گپ های ماندگاری داشتیم . دلم از سالهای دور برای دیدار بلخ زیبا مادر شهر ها می تپید شهری که افسانه هایش را مولانا و هزاران فرهیخته دیگر با واژه های زیبا به تصویر کشیده و حرف های محبت شما مرا به دیدار دوستان و عزیزان طلبید که به شما عادت کردم اخیراً با جمعی از شاعران و فرهیخته گان جوان بلخ که از مدت های خیلی دراز انتظار دیدار شانرا داشتم به همکاری آقای عبدالمتین امین همکار و فرهنگ دوست عزیز ما پیوستم و همه کار ها را کنار گذاشته رهسپار حلقه ادب دوستان شدیم چون اولین بار بود فضا در ابتدا به روال عادی پیش میرفت رفته رفته با صحبت های شرین شان و دکلمه اشعار و گپ های ادبی فرهنگی طرفین گرم شده رفت و دیدار صمیمی شده رفت هدف از حضور و نشست با این دوستان عبارت بود از • شناخت و معرفی ... • آگاهی از فعالیت های ادبی • گسترش فعالیت ها و تامین روابط طرفین • تبادل ادبی و فرهنگی • ابداعات و نو آوری فرهنگی ادبی که خوشبختانه روی هر بند از این اهداف به شکل جدا گانه بحث های مفید صورت گرفت و تصمیم بر این شد که منبعد روابط ادبی فرهنگی از طریق نشست ها، امیل، تلفن و دیدار برقرار خواهد شد و نه تنها به حالت یکنواختی بلکه تنوع و نو آوری و بهبودی در فعالیت ها به وجود آید گسترده گی فرهنگ و ادب مختص به یک بخش کشور نمی شود بلکه همکاری و تساند فرهنگی و ادبی می تواند در پویایی حوزه ادبی زبانها، مایان را خیلی کمک و یاری کند دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده ... بلور قلب کوچکم ز دوریت ترک زده دلتنگ شما خواهم بود عبدالهادی ایوبی 87 خورشیدی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 9:21  توسط عبدالهادی ایوبی  | 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 12:0  توسط عبدالهادی ایوبی  | 

 

عصر حاضر برای تمام بشر ودولت های مستقل دوره ارتباطات در حوزه های مختلف به ویژه در بخش رسانه ها و ارتباطات می باشد .ارتباطات منحیث یکی از ابزار کلیدی در جهان امروزی قابل توجه و قابل اهمیت است

اگر دقیق شویم ارتباطات از سطح خانواده ها اغاز می شود تماس و صحبت همرای اعضای فامیل و سپس در بیرون از محوطه فامیل، دانشگاه، دفتر کار، بازار، صحبت میان دو فرد همه این ها اشکال از ارتباطات را معرفی می کند .

دنیای امروز دوره انفجار اطلاعات نامیده شده، روند جهانی شدن ، گفتگوی تمدن ها، تجارت بین اللمی و اقتصاد بازار آزاد، مبارزه در مقابل بی عدالتی ها و تروریزم، تکنالوژی امروزی مانند موبایل ، ستلاید ، فکس ، امیل ، انترنت ، کمپیوتر، رسانه های صوتی و تصویری ( رادیو و تلویزوین ) و نشرات چاپی مانند روزنامه ها ، مجله ها ،  ...  هرکدام به نوبه ی خود تاثیرات عمیق و شگرف خود را در علایق جهانی گذاشته اند یعنی این ها مولفه های اند که می توان گفت بشریت را باهم پیوند داده است .

انسانها برای فرستادن پیام ها ی خویش در ابتدا از و سایل ابتدایی استفاده می نمودند رفته رفته ارتباطات به وسیله رسانه ها وسعت داده شد به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم اهمیت خبر، مصاحبه، گزارش ( نشرات سمعی و بصری ) در فرستادن پیام و آگهی دهی از حوادث جز از زنده گی مردم شناخته شد.

به گونهء مثال با یک کیلیک نمودن و تماس گرفتن با انترنت از طریق کمپیوتر ، دنیای از معلومات و خبر در موارد مختلف در اختیار انسان قرار داده می شود این خود نمونهءاز نزدیک شدن بشریت در عصر امروز است.

دنیای امروز بنام دهکده جهانی یاد می شود هر گونه تماس و ارتباطات مثبت و منفی در بخش های مختلف تاثیرات عمیق خویش را بالای مردم وکشور ها دارد.

افغانستان هم از روند ارتباطات دور نبوده از زمانه های دیر این پدیده درسطح جامعه افغانی وجود داشته که مثا ل بسیار بارز آن شورا های محلی ( ریش سفیدان) است که این خود اساس جامعه مدنی و بنیاد ارتباطات افغانی را تا امروز تشکیل می دهد افراد می توانند توسط همین ارتباطات مثبت بسیاری از مشکلات خویش را حل نما یند .

ارتباطات درعرصه های مختلف پیشرفت و تمدن را با خود می آورد اما این بستگی به خلاقیت  ،درایت وو ضیعت جغرافیوی کشور ها مربوط است که تا چه حد می توانند استفاده موثر ازین پدیده نما یند .

. اگر واقعبینانه صحبت نماییم آزادی بیان و تعدد رسانه ها در تاریخ افغانستان فراز ونشیب های فراوانی را دیده است گاهی نشرات رسانه ء در کشور سیر صعودی و تکاملی را گذشتانده  و زمانی رادیو ، تلویزویون و سائیر نشریه ها بسیار محدود بودند و حتی در یک مقطع زمانی خاص نشرات تلویریون، چاپ عکس زیروح نه تنها منع بلکه جرم پنداشته می شد نسل مطبوعات ورسانه در جهان امروز، به خصوص در افغانستان بزرگترین صدمه ها و قربانی را در جریان تحولات متقبل شده اند کارکنان مطبوعات و خبرنگاران در جنگ ها دوشادوش مردم بی گناه برای تهیه اخبار بسر برده اند که این خود یکی از شاخصه های بارز این طبقه است .

بعد از تحمیل یک دورهء تاریک و تعصب آمیز و تجدید صفحه تاریخ در کشور ارتباطات در بخش های گوناگون به خصوص در قسمت رسانه ها به عنوان یکی از ابزار پیشرفت مسیر خویش را پیموده ودریافته است.

رسانه ها و مطبوعات از سطح مراجع خصوصی گرفته تا ریاست جمهوری مثبت نگریسته می شود ... آزادی بیان، نشر وتولید برنامه های تلویزیونی و رادیویی با قیادت سالم و پی گیر رسانه ها با نشرات موقوته و غیر موقوته راپور دهنده و مفسر وقایع روز و اخبار چشمگیر بوده است.

تعداد رسانه ها ی چاپی در حال حاضر در کشور به صد ها رسانه و تعداد رسانه های تصویری به ده ها رسانه رسیده، آزادی بیان در شرایط امروزی در افغانستان در طول تاریخ بی نظیر است هر فرد می توند آزادانه طرز تفکر خویش را بیان نماید .

آزادی بیان و رسانه ازنگاه حقوق حد ومرزی خویش را دارد و هر رسانه خصوصی و دولتی در چوکات قانون و ارزش های فرهنگی کشور مربوطه فعاللیت میکند.

یکی از ارزش های کاری رسانه در یک جامعه تقویه فرهنگ و ارزش های ملی وی می باشد .

اگر رسانه ها بصورت درست در روشنائی قانون رسانه ئی و مطبوعاتی حرکت نماید تاثیرات خیلی خوب در گسترش امنیت ، ثبات ، نهادینه شدن جامعه مدنی می گذارد و برعکس اگر از رسانه ها به شیوه های درست و تخنیکی آن استفاده نشود یقینناً اثرات منفی خویش را بالای فرهنگ ، امنیت و حوزه های مختلف زنده گی اجتماعی و فردی خواهد گذاشت.

عبدالهادی ایوبی کابل بهار هشتادو هشت خورشیدی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 11:55  توسط عبدالهادی ایوبی  | 

 

 

رسانه ها در افغانستان

 

عصر حاضر برای تمام بشر ودولت های مستقل دوره ارتباطات در حوزه های مختلف به ویژه در بخش رسانه ها و ارتباطات می باشد .ارتباطات منحیث یکی از ابزار کلیدی در جهان امروزی قابل توجه و قابل اهمیت است

اگر دقیق شویم ارتباطات از سطح خانواده ها اغاز می شود تماس و صحبت همرای اعضای فامیل و سپس در بیرون از محوطه فامیل، دانشگاه، دفتر کار، بازار، صحبت میان دو فرد همه این ها اشکال از ارتباطات را معرفی می کند .

دنیای امروز دوره انفجار اطلاعات نامیده شده، روند جهانی شدن ، گفتگوی تمدن ها، تجارت بین اللمی و اقتصاد بازار آزاد، مبارزه در مقابل بی عدالتی ها و تروریزم، تکنالوژی امروزی مانند موبایل ، ستلاید ، فکس ، امیل ، انترنت ، کمپیوتر، رسانه های صوتی و تصویری ( رادیو و تلویزوین ) و نشرات چاپی مانند روزنامه ها ، مجله ها ،  ...  هرکدام به نوبه ی خود تاثیرات عمیق و شگرف خود را در علایق جهانی گذاشته اند یعنی این ها مولفه های اند که می توان گفت بشریت را باهم پیوند داده است .

انسانها برای فرستادن پیام ها ی خویش در ابتدا از و سایل ابتدایی استفاده می نمودند رفته رفته ارتباطات به وسیله رسانه ها وسعت داده شد به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم اهمیت خبر، مصاحبه، گزارش ( نشرات سمعی و بصری ) در فرستادن پیام و آگهی دهی از حوادث جز از زنده گی مردم شناخته شد.

به گونهء مثال با یک کیلیک نمودن و تماس گرفتن با انترنت از طریق کمپیوتر ، دنیای از معلومات و خبر در موارد مختلف در اختیار انسان قرار داده می شود این خود نمونهءاز نزدیک شدن بشریت در عصر امروز است.

دنیای امروز بنام دهکده جهانی یاد می شود هر گونه تماس و ارتباطات مثبت و منفی در بخش های مختلف تاثیرات عمیق خویش را بالای مردم وکشور ها دارد.

افغانستان هم از روند ارتباطات دور نبوده از زمانه های دیر این پدیده درسطح جامعه افغانی وجود داشته که مثا ل بسیار بارز آن شورا های محلی ( ریش سفیدان) است که این خود اساس جامعه مدنی و بنیاد ارتباطات افغانی را تا امروز تشکیل می دهد افراد می توانند توسط همین ارتباطات مثبت بسیاری از مشکلات خویش را حل نما یند .

ارتباطات درعرصه های مختلف پیشرفت و تمدن را با خود می آورد اما این بستگی به خلاقیت  ،درایت وو ضیعت جغرافیوی کشور ها مربوط است که تا چه حد می توانند استفاده موثر ازین پدیده نما یند .

. اگر واقعبینانه صحبت نماییم آزادی بیان و تعدد رسانه ها در تاریخ افغانستان فراز ونشیب های فراوانی را دیده است گاهی نشرات رسانه ء در کشور سیر صعودی و تکاملی را گذشتانده  و زمانی رادیو ، تلویزویون و سائیر نشریه ها بسیار محدود بودند و حتی در یک مقطع زمانی خاص نشرات تلویریون، چاپ عکس زیروح نه تنها منع بلکه جرم پنداشته می شد نسل مطبوعات ورسانه در جهان امروز، به خصوص در افغانستان بزرگترین صدمه ها و قربانی را در جریان تحولات متقبل شده اند کارکنان مطبوعات و خبرنگاران در جنگ ها دوشادوش مردم بی گناه برای تهیه اخبار بسر برده اند که این خود یکی از شاخصه های بارز این طبقه است .

بعد از تحمیل یک دورهء تاریک و تعصب آمیز و تجدید صفحه تاریخ در کشور ارتباطات در بخش های گوناگون به خصوص در قسمت رسانه ها به عنوان یکی از ابزار پیشرفت مسیر خویش را پیموده ودریافته است.

رسانه ها و مطبوعات از سطح مراجع خصوصی گرفته تا ریاست جمهوری مثبت نگریسته می شود ... آزادی بیان، نشر وتولید برنامه های تلویزیونی و رادیویی با قیادت سالم و پی گیر رسانه ها با نشرات موقوته و غیر موقوته راپور دهنده و مفسر وقایع روز و اخبار چشمگیر بوده است.

تعداد رسانه ها ی چاپی در حال حاضر در کشور به صد ها رسانه و تعداد رسانه های تصویری به ده ها رسانه رسیده، آزادی بیان در شرایط امروزی در افغانستان در طول تاریخ بی نظیر است هر فرد می توند آزادانه طرز تفکر خویش را بیان نماید .

آزادی بیان و رسانه ازنگاه حقوق حد ومرزی خویش را دارد و هر رسانه خصوصی و دولتی در چوکات قانون و ارزش های فرهنگی کشور مربوطه فعاللیت میکند.

یکی از ارزش های کاری رسانه در یک جامعه تقویه فرهنگ و ارزش های ملی وی می باشد .

 

اگر رسانه ها بصورت درست در روشنائی قانون رسانه ئی و مطبوعاتی حرکت نماید تاثیرات خیلی خوب در گسترش امنیت ، ثبات ، نهادینه شدن جامعه مدنی می گذارد و برعکس اگر از رسانه ها به شیوه های درست و تخنیکی آن استفاده نشود یقینناً اثرات منفی خویش را بالای فرهنگ ، امنیت و حوزه های مختلف زنده گی اجتماعی و فردی خواهد گذاشت.

 نوشته: عبدالهادی ایوبی کابل بهار هشتادو هشت خورشیدی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 11:32  توسط عبدالهادی ایوبی  | 

 

 درنگی بر نوار صوتی يك پنجره براي شنيدن

     شعر دل انگيز ترين نحو بيان وزيباترين تصوير از مكنونات قلبي شاعر است. شعر خوب وبيان شيوا وقتي مي تواند بردلها نفوذ كند كه از دل برخيزد وبردل نشيند.

     آنچه كه در عصر حاضر مارا وامي دارد تا به اصا لت شعر و رسالت شاعر پي ببريم اين است كه احساس و درونمايه شاعر را  انديشمندانه وژرف نگرانه  موشگافي نماييم؛ زيرا شاعر امروزي ما در قبال شرايط كنوني، رسالت با اصالتي را به دوش دارد كه بايد بيشترينه واقعيت هاي جامعه وزندگي مردمش را بسرايد وبه تصوير بكشد.

     آري وشعرهايي از نوار صوتی ( سي دي)  شاعر جوان ومعاصر كشور عبدالهادي ايوبي كه در اين تازه گي ها اقبال نشر يافته است، ازاين دست شعر هايي است كه با شنيدن هر مصرع آن تو گويي، روان انسان جان تازه مي يابد ورايحه مهرورزي ها از واژه واژه آن به مشام مي رسد.

  هرچند شاعر هنوز به پختگي  نرسيده واولين گام هايش را در بيكران بحر شعر وشاعري  گذاشته  وتازه مي خواهد ، اقيانوس ها ودريا هاي پر تلاطم شعر را شجاعانه وهنرمندانه درنوردد؛  اما من به عنوان شنونده وخواننده دو مجموعه از شعرهاي وي به نام ( خالصانه براي تو ) و نوار صوتي  دكلمه اشعار ( سي دي) به اين باورم كه قدم هاي اول شاعر در كار زار پر فراز وفرود سرايش شعر، محتاطانه وبا تامل گذاشته شده است.

   شعرهاي نوار يك پنجره براي شنيدن كه تراوش ذهن آگاه شاعر براي بيان واقعيت هاي جامعه و زندگي آگنده از رنج واندوه ا نسان سال هاي پسين مي باشد، خواننده وشنونده را وامي دارد تا  به عمق انديشه هاي شاعر ره يابد.

   شعر گريه مكن ميهنم از نوار يك پنجره براي شنيدن، تصوير هايي را از لحظات مرگبار ومصيبت زايي در اذهان تداعي مي كند كه كابل زيبا در گرو دژخيمان نابكار  بود ودست هايي به سنگيني گرزهاي آهنين برفرق كابل مي كوبيد.

    شعر گريه مكن ميهنم با ويژگي  هايي مبني بر واقعيت گرايي  وتصويرگري هاي هنرمندانه توسط شاعر به اين واقعيت مهر تاييد مي گذارد كه افغانستان سه دهه قبل از امروز دست خوش ناهمگوني ها وجناياتي شد كه بعد زمان ومكان بر ان خط بطلان نكشيده و ملت تنگدست و بينواي مان، هرگز  آن همه جنايات را از ياد نخواهد برد

  با توجه به موج وسيعي از خوشبيني ها نسبت به  پيشرفت هاي چشمگير درعرصه شعر وشاعري در عصر كنوني مي توان گفت كه شعر هاي نوار صوتي يك پنجره براي شنيدن از ويژه گي ها وارزشهاي بيش بهايي برخوردار است

    با خوانش اين مجموعه به خوبي در مي يابيم كه شاعر در اولين گام  با سرايش شعرهاي عاشقانه و واقع بينانه خويش ، صادقانه وبا استواري فراز وفرودهايي را براي فرداي خوشبخت و آگنده از اميد ها آرزوهاي دير پاي خويش در مي نوردد.

 مجموعه يك پنجره براي شنيدن كه زبان گوياي واقعيت هاي جامعه امروزي ما است، مارا به سرزمين شعر و رويا هاي  تلخ وشير ين زندگي مي كشاند؛ زيرا شاعر دراين ديوان شعرش ، بيشترينه كوشيده است تا به عمق زندگي مردمش ره يابد و هر آنچه درد ورنج و مصيبت ناشي از نابرابري  ويا چيزي براي خوشبختی است، بازتاب دهد وبه تصوير بكشد.

   با توجه به انكشافات اخير در عرصه انتشارات ، نبايد اين واقعيت را از نظر دور نگهداشت كه شعرهاي شاعران جوان همچون عبدالهادي ايوبي، اگر از يكسو تازه گي هاي شعري را از نظر محتوا و واقعيت گرايي با خود دارد از سوي ديگر، زمينه ساز تحركات وبالندگي ها براي نسل جوان ما مي باشد.

   علي الرغم آنكه جوان امروز ما با هزاران حادثه و وقايع خورد وبزرگ درگير بوده است واز زماني كه دست چپ وراست خويش را شناخته است ، روح وروانش با حوادث ونا هنجاري ها گره خورده است، اما با آنهم در برابر اين همه نا همگوني ها ونابرابري هاي زمان خويش از پا نه نشسته وبا تكيه بر سكوي افتخارات مردمش ، رسالت با اصالتي را كه در قبال خاك مقدس و مردم مظلومش دارد در همه عرصه ها به ويژه عرصه شعر وشاعري، صادقانه به پيش برده است.

  هرچند نمي توان با به هم پيوستن كلمات سراسر توصيفي ويا ديدگاههاي نقادانه، شعر يك شاعر جوان را به بررسي گرفت؛ اما جا دارد تا به شاعر نوگرا و تازه به ميدان آمده خويش  با بيان شيوه ها، روش ها وفن شعري به ويژه شعر نيمايي رهنماي خوبي باشيم كه شعر هاي مجموعه نوار صوتي عبدالهادي ايوبي نيز نياز به چنين يك اصلي دارد.

بديهيست كه ثبت و جاگزيني شعر در نوار صوتي( سي دي) در عصر حاضر براي شاعران جوان ما به عنوان يك شيوه بسيار تازه  به حساب ميرود وشاعر امروز ما با استفاده ازاين روش خوب وآسان ميتوانند نه تنها در محتواي شعر هاي شان از نگاه وزن وآهنگ  وانتخاب واژه هاي بكر، زيبا، احساس بر انگيز وپذيرفتني تلاش به خرچ دهند؛ بلكه زييايي هاي شكلي را از نظر دكلمه، بگروند وتلطيف اواز دكلمه تور به تكريم بنشيند وآفرينش هاي هنري اش را با استفاده از اين دو مورد، پيشكش دوستداران شعر نمايد.

  هرچند پديده ثبت شعر در نوار صوتي در كشور ما يك چيز تازه است وكمتر جوانهاي شاعر است كه به اين كار دست يافته اند؛ اما اين كار در كشور همسايه ما ايران به يك  فرهنگ و يك كار فراگير و مروج مبدل شده است  كه خوشبختانه شاعر خوب وجوان ما عبدالهادي ايوبي وبعضي ديگر از شاعران  كشور، تازه  به اين شيوه متوسل شده اند وبدون شك  دراين راستا، موفقيت از آن شاعران ما خواهد بود.

    اميد برآن داريم تا شاعر عزيز ما عبدالهادي ايوبي در كنار ساير شعراي جوان، با ديدگاهاي ژرف ، انديشمندانه وواقعبينانه، راه مقدس و آزمون بزرگ ودرعين زمان پر مخاطره يي را كه دراين مقطع زماني در عرصه سرايش شعر در پيش گرفته اند با موفقيت بپيمايند وبا سربلندي به سر منزل مقصود ره يابند.

نوشته : محمد یونس مهرین                 درپناه نیلوفر های آبی باشید                   

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 10:1  توسط عبدالهادی ایوبی  | 

 

به نسبت تقاضای دوستان عزیز و فرهیخته خیلی کوتاه خود و فعالیت هایم را نوشته کردم

سال های 58 خورشیدی بود که پدرم به نسبت یک وظیفه رسمی برای مدتی در بدخشان اقامت داشت هوای زیبا و شعرانه بدخشان و کوه های پر غرور پامیر دماغم را نوازش می کرد پس از مدتی همان شبی که دوباره به کابل برگشت میکنند کودکی که حس بوی شبنم و گل لاله و طبیعت زنده اسیرش شده بود تولد می شود. دوران زنده گی همواره با ناملایمات روزگار و همانند سایر کودکان و جوانان در حرکت است دوره های ابتدایی و عالی آموزش را در مکان های مختلف حتی در کشور های همسایه گذشتانده ام.

فامیل ما نسبت به خانواده های دور و پیچ در قسمت رعایت فرهنگ و ادبیات و ارزش دادن به علوم تفاوت های مثبت داشت فضای خانوادگی طوری عیار شده بود که همواره باید مطالعه کرد شعر گفت دروس را تعقیب کرد در پهلوی سایر وظایف خانواده، همواره با اخبار روز، شعر، دغدغه های فرهنگی ادبی سر وکار داشته و آهسته آهسته وجود بنده را کاووش میکرد و احساس شاعرانه رخنه می کرد. تا بلاخره وارد دانشگاه کابل شدم در شته حقوق و علوم سیاسی درس خواندم سال های اخیر 82 خورشیدی یا اغاز 83 خورشیدی بود که کم کم جرئت نوشتن بعضی از واژه ها و تکه های ادبی با من انس گرفت و چیزی که بیشتر مرا وادار به نوشتن کرد و ممد فعالیت های ادبی بنده شد تماس متداوم و همکاری های همه جانبه با حلقات فرهنگی ادبی بود که در پویایی حرکت ها ادبی فرهنگی بنده خیلی ها مفید واقع شده و راه را باز کرد.

 کوتاه سخن اینکه، در سال 86 خورشیدی جرئت نشر نخستین مجموعه شعری تحت عنوان خالصانه برای تو ... را با وجود بعضی از چالش های دورنی و بیرونی کردم که در حضور جمعی از شاعرانه فرهیخته افتتاح و نقد گردید گزینه اول شعری، تشویق دوستان و علاقه مندی خودم مرا دوباره حرکت جرئت را داد تا مجموعه دوم شعری را زیرنام پنجره ی برای دیدن به دست نشر بسپارم که تفاوت های زیاد نسبت به گزینه شعری اول دیده می شد در گزینه اول شعری بشتر اشعار در قالب طرح های ادبی و اشعار سپید بود در حالیکه در گزینه دوم چند قطعه غزل به طور نمونه هم تجربه شده بود. و به تعیقیب آن یک ابتکار دیگری به را به تشویق و ترغیب دوستان و علاقه مندان انجام دادیم  که به همکاری بانو سلاله یک تن از دوشیزه گان مقیم کابل به ثبت نوار وصوتی زیر نام یک پنجره برای شنیدن همت گماشتیم که حاصل 8 ماه فعالیت من و وی بوده و درین نوار صوتی 28 قطعه شعر با انتخاب موزیک در مطابقت با شعر و تنطیم ترتیب اشعار هم در نظر گرفته شده بود چیزی که بنده را وا داشت تا نواری صوتی را ثبت و به دسترس شاعران قرار بدهد این بود که در کشور ما اصلاً توجه روی ثبت نوار شاعران صورت نگرفته بود تا به گونه ی مسلکی و تخنیکی آن عیار شود بناً این را رسالت خود دانسته تا این نوار گامی باشد بسوی فرهنگ فعالیت های بعدی در قسمت ثبت نوار در میایان شاعران فرهیخته طبقه اناث و ذکور.

در پهلوی فعالیت های رسمی دولتی و پروژه وی که دارم مسولیت سردبیری نشریه رنگینه که نخستین نشریه ادبی فرهنگی جوانان است، معاونیت مجله آغاز تغییر که مربوط ارگان های دولتی می شود و همچنان مسولیت روابط خارجی کانون توسعه دموکراسی و حقوق بشر را که یکی از نهاد های خیلی فعال در پهلوی سایر انجمن های حقوق بشری و فرهنگی است عهده دار می باشم.

درین اواخر روی مجموعه سوم شعری با تفاوت های گزینه های قبلی با وجود مصروفیت های کاری رسمی که دارم کار میکنم که بیشترینه اشعار کوتاه و تکه های ادبی و شعر سپید می باشد.

من در اشعار سپید و طرح های ادبی خود را راحت احساس میکنم؛ نظر بنده این است که هر شاعر در هر قالب که خود را یافته و احساس ارامش کند می تواند راه های خوبی را برای خودش در حوزه فرهنگ باز نموده و مصدر خدمات ارزنده ادبی شود در صورتیکه تحمیل قالب های دیگر را بپذیرد و یا قبولاندن و محکومی سبک های دگر نه تنها باعث کندی در فعالیت ها می شود بلکه اثرات خیلی ناگوار و منفی را درقبال خواهد داشت. چیزیکه امروزه خیلی ارزش و اهمیت دارد حفظ و گسترش اصالت فرهنگی ادبی این خطه است به خصوص که در سالهای اخیر دست خوش فرهنگ های وارداتی و بیگانه شده است و هر فرد قلم بدست رسالت دارد تا در تقویت و ترویج زبان و ادبیات فعالیت هدمندانه و خطیر خویش را ادا نماید.

   از آغاز   

          سویم دست تکان میدادی  

در فرجام دانستم همان

           بای بای رفتنت بود

شاد و رها باشید

عبدالهادی ایوبی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 11:36  توسط عبدالهادی ایوبی  | 

 

عرض سلام خدمت شما خوبان

خیلی دیر شده بود که در وبلاکم به نسبت گرفتاری ها زیاد به شما خوبان و عزیزان چیزی نوشته نکنم اما خدا شاهد است که تقصیر من نبوده بلکه رسم فعالیت های دفتری و خانوادگی در شرایط کنونی طوری تنطیم شده که انسان گرفتار میشه باوجویکه احساس ارتباط و تماس نوشتاری وجود دارد

دیروز یک دوست خیلی صمیمی ام و هم کلاس دوران دانشگاهی ام برایم تلفن کرد که دیر شده یک دیگر را ندیده ایم باید فردا در یک جای قرار گذاشته لحظه ی را باهم بشینیم  برطبق برنامه های روزانه ام گفتم درست است فردا می بینیم نهایت خوشحالی برایم دست داده بود .

قبل ازاینکه فردا ببینیم در بسترخواب خود به دکلمه اشعار شاعر معاصر فارسی زبان مریم حیدر زاده گوش میدادم واقعاْ خیلی کیف میکرد از یک جهت انسان مایوس میشه از جهت دیگر گوش دادن به هچمو چیز ها و سخن های ناب در قالب شعر و نثر زیبا شنیدنی است در واژه های که دکلمه می کرد از دنشگاه  گل های سوسن شر شره های اب دوستی و صمیمت یاد میکرد واقعاْ دوره خیلی زود گذر بود ما که در دانشگاه کابل درس میخواندیم هم کلاس های نهایت صمیمی صادق داشتم دگر خیالم همه دانشگاه صحنه های جالب آن زمان شوخی ها بچه گانه گاهی زشتی های درس نخواندن بود .

دانشگاه مکان نهایت زیبا و آموزنده برای افراد و جوانان یک کشور است درین محوطه اگر انسان دقیق شود گذشته از درس روزمره تحصیلی نزاکت ها قوانین اصول زنده گی اداب معاشرت با دوستان طرز صحبت کردن و شنیدن و شیوه های بهتر زیستن را برای ما می آموزد خیلی افرادی است که تنها همه چیز خویش را وقف درس نموده یا دقیق متوجه برخورد خویش در محیط دانشگاهی نیستند بلکه محیط دانشگاه محیط مادری است که ارزش های خوب زیستن و روش های درک عمیق زنده گی را در ابعاد مختلف می آموزاند.

صحبت ها به درزا نکشد فردا صبح خیلی خوشحال از خانه به طرف دفتر آمدم بعد از کار های مقدماتی دفتر نزد دوست خود رفتم راه دور بود ژیاده روی می کردم احساس می کردم که من کجا هستم اصلاْ خستگی برایم دست نمی داد برایش تلفن کردم آمد بعد از خوش امدید رفتیم و در یک جای خلوت نشستیم از صحبت های ما بوی عاطفه زیبایی از خود گذری می آمد از صداقت دوستی و ارزش ها یاد آورشدیم با خود فکر کردم با وجود قحطی انسانهای خوب و صادق احساس آرامش کردم که همجو انسانهای است که می توانیم با آنها مسایل خوب را طرح کنیم از ارزش ها صحبت کنیم هیچ دلش به اصطلاح افغانی خود ما کنده نمی شد در اخیر به همچو نشت ها تاکید کرد و من وعد دادم که از انسانهای خوب هیچ سیر نمی شم بعد از خدا حافظی به دفتر آمدم و قبل از آن برایم گفت که در باره نشست امروزی چیزی در وبلاکت بنویس گفتم کوشش میکنم حالی بعضی قصه های ناشنیدنی خود را برای شما فرهیخته گان نمودم امیدوارم مورد قبول و مقبول قرار گیرد راستی چیزی که قابل یاد اوری می دانم یک دوست خیلی خوب و عزیز م خانم رویای حسینی همواره با من همین حرف های زنده گی روزمره را یاد آور میشه از مشکلات چالش ها و ارزش ها صحبت میکند که واقعاْ برای خستگی هردوی ما ره رفع میکند و با خود می گویم خدا را شکر که کسی است که او حرف های من را گوش میکند و برای رفع خستگی ها و مشکلات همواره ممد و همکار یکدیگر واقع میشم .

حالی وقت خیلی دیر شده ناوقت میشه شما را هم به لطف نیلوفرهای آبی و خدای اسمانی دعوت میکنم لبخند هم سفر تان باد

هادی ایوبی از کابل خسته و ویران شده

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 14:43  توسط عبدالهادی ایوبی  | 

 

بنام خدا

 

بی باوری و عدم همکاری میان چیزفهمان فرهنگی  

 

شاعران ،نویسنده گان و فرهنگیان در یک کشور وخطه بالاترین مقام و منزلت را دارند در طول تاریخ در پهلوی سایر ابزارهای پیشرفت یک کشور که عبارت از جایگاه و موقیعت خوب ژوئیوپولییتیک ، داشتن معادن سرشارو آب فراوان وغیره .... می باشد یکی هم داشتن ونقش علما، دانشمندان، نویسنده گان و شاعران یک سرزمین میباشد که در طول تاریخ بشریت برای تحقق و تطبیق قانون و ارزش های ملی و فرهنگی شان مبارزه نموده اند  وحتی جان های شرین شانرا منحیث مبارزان تاریخ قربانی پیاده شدن انسانیت و ارزش های قانونی نموده اند چون درک بالا از جامعه خویش دارند. و جدان وفهم یزرگ شان اجازه همچو بی عدالتی ها و خلاف ارزشها را نمی دهد.

    اگر کتاب سیر حکمت در اروپا را مطاله نماییم در یک قسمت ان نگارنده اشاره به علما شاعران و نویسنده گان اروپا همانند ژان لاک ، منتسکیو ، ژان ژاک روسو ولتر شکسپیر، چان بودین و جمعی از فرهنگیان و مبارزان قلم بدست آن زمان اشاره می کند. می نویسد یکی از عوامل، نجات وپیشرفت اروپا در پهلوی سایر شاخصه ها   نقش و حضور دانشمندان و قلم بدستان رشته های مختلف بود که اروپا را از فلاکت، جهل، تعصب، عدم پیشرفت، رهانید یعنی نقش، حضور و هدایت های سالم و پویا این ها بود که اروپا را به عنوان قاره علم و تمدن مسیر تکاملی داد و مردم اروپا با درک سلیم رهنمایی، استفاده سالم و موثر خویش را نمودند  .    

     نمی دانم سخن را از کجا آغاز نمایم سال قبل نوشته های خود را که بروی ورق بنام شعر ریخته بودم تصمیم بر این شد که باید انرا چاپ نمایم قبل از چاپ با خود گفتم که اول باید با جمعی از شاعران، نوسیندگان و چیز فهمان  که ادعای فرهنگ را دارند باید در قسمت هزینه پولی آن و همچنان مشوره های سود مند شان دیدن نمایم چون آنها با جمعی از نهاد های بنام فرهنگی و دونر رابطه بسیار نزدیک دارند که پول چاپ رساله ها را به عهده دارند صحبت نمایم .

        با جمعی از شاعران و نویسنده گان ملاقات و نشست های داشتم و تلاش من در اصل این بود که گذشته از کمک مالی چون توان چاپ آنرا داشتم مشوره های سودمند شان در قسمت طراحی کتاب، انتخاب اشعار، تصحیح بعضی از واژه ها برای من بسیار مفید خواهد بود . بار با ر با اکثر شان دید و بازدید های زیاد داشتم و اوقات گرانبهای خود را صرف کردم  گذشته ازجمعی قلیل نویسنده گان و شاعران جوان که مشوره های مفید و خبیری داشتند که بنده مدیون شان هستم دیگران نه تنها کمک و مشوره ندادند بلکه در صدد این برآمدند که چگونه بتوانیم مانع چاپ کتاب بنده شوند سوژه های غلط و و مشوره های  غیر تخنیکی برایم می دادند و من گفته های شانرا رد نمی کردم چون با خود می گفتم که خوب است این هم یک تجربه است که سخن های اشتباه آمیز را انسان باید گوش داد تا آنرا در فعالیت های روزمره و بعدی خویش  تکرارنکند.

با آن هم با همکاری و تشویق جمعی از دوستانم کتاب بنده تحت عنوان خالصانه برای تو با امکانات هزینه ی خودم از چاپ برآمد که در حضور فعالین فرهنگی وحقوق بشری افتتاح گردید.

      اگر تاریخ کشور مان را یک بار مطالعه کنیم شرشار از انسانهای بوده ایم که افتخار آفرین است وهمین حالا دستم از خوشحالی و افتخار می لرزد و با خود می گویم کافیست همچو دانشمندان داشته ایم اما درهرزمان ضرورت انسانهای قلم دار و دانشمند برای تطبیق و زنده نگهداشتن فرهنگ و ارزش ها و جلواستبداد، خشونت ضروری پنداشته می شود .

     گرچه بی ربط خواهد بود که این قصه را کنم  اما با آنهم چون بحث فرهنگی است ضروری پنداشتم که  این قضیه را یاد آور شده وبنویسم .

زمانیکه در دانشگاه کابل دانشجوی سال سوم دانشکده حقوق و علوم سیاسی بودم در محوطه ان با جمعی از هم کلاسان دختر و پسر قدم می زدیم ژورنالیست یکی از کشور ها برای تهیه گذارش به کابل آمده بود و نزدیک مایان شد با من و همکلاسانم احوال پرسی کرد بعد از معرفی و صحبت های مقدماتی سخن بالای شعر و شاعران امروز آمده و و ضیعت ادیبان و متخصصین در افغانستان را پرسید که به کدام سطح است . چه فعالیت ها دارند وغیره...    من گفتم که کشور ما هم شاعران و نویسنده گان بسیار ورزیده و فرهیخته ی  نه تنها در شعر بلکه در رشته های متفاوت دارد با وجودیکه افغانستان از جمله کشورهای عقب مانده و جنگ زده است بی گمان در هر حوزه آسیب های فراوانی دیده است چون بحث فرهنگی بود بازهم من تاکید روی شاعر وشعر معاصر در کشور نمودم وی خندید و گفت شما شاعر ندارید و اگر هست بسیار اندک و انگشت شمار است .

 

 

من گفتم چی دلیل دارید پاسخ داد و گفت که چقدر شاعران و نوسینده گان چیز فهم در رشته های مختلف  برای یک شخص تازه کار کمک و همکاری کرده نه تنها پولی بلکه رهنمایی سالم و شفاهی نموده باشد و دست جوان که تازه به محیط کاری وارد شده راگرفته باشد تا در آینده ها جای روشنفکران بعدی را پر نماید وی گفت زمانی کشور ها به پیشرفت و تکامل می رسد که فرهنگ همکاری تساند را درمیان حلقات مختلف اجتماعی و فرهنگی مردم ایجاد نموده  و این خود به عنوان یک فرهنگ قوی تبارز کند تا اهسته اهسته بتواند به یگدیگر مفید واقع شوند.

کشو های که فرهنگ بالادارند ناشی از درک بالای شان است و تلاش نموده اند که تحمل گرایی و پذیرش را در فعالیت های روزمره شان ترویج کنند.

      با انتباه گرفتن از صحبت های ذکرشده اگر ما واقعاً می خواهیم که کشور جنگزده و عقب نگهداشته خود را  دوباره به پا استاده نماییم باید نکته های ذکر شده را نه تنها به گفتار بلکه در گفتار و عمل پیاده نماییم تا در این روند قدم های خود را  برداشته و بستر مناسب ایجاد شده  و به حیث یک عامل مفید به یگدیگر و مردم خود واقع شویم.

من به حیث یک جوان تازه کار که جدیدًا پا به فعالیت های فرهنگی و شعربعد از یک دوره رکود فرهنگی در پهلوی سایر جوان های دختر و پسر که نسل خشونت جنگ وویرانی هستیم  گداشته ایم با اکثر از نهاد های فرهنگی و جامعه مدنی در کشور فعالیت های متداوم دارم و این نکنه ها را رسالت خود دانستم تا با شما فرهیخته گان عزیز آنرا درمیان بگذارم .

اگر ما واقعاً دغدغه فرهنگ ،ارزش های عدالت ، قانون و اصول و مقررات را داریم پس در حقیقت بحیث یک مسلمان که داد از اسلام ناب و روشنفکری میزنیم باید پابند به همچو اصول باشیم در آن صورت فهم و درک ما از همچو مسایل درست بوده در غیر آن عکس مسله است .

  از خداوند منان برای هریک از شما عزیزان توفیق همکاری در حوزه های مختلف استد عا دارم

                                                

با سپاس فراوان

 

عبدالهادی ایوبی

لسانس حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل

1387 خورشیدی

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 17:2  توسط عبدالهادی ایوبی  | 

 

< P>در لحظه ها

         زمانه ها

من وتو را

         تکرار شکسته اند

می شکنند

          جمع پارچه ها

افغانستان

< STRONG>قله

من و تو

در تنگنا های هستی

قرار داریم

در دو قله کوه

دستت را به من نزدیک نما

تا به هم برسیم

وبه سوی آرزو های خویش

پرواز نماییم

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 9:8  توسط عبدالهادی ایوبی  | 

 

زمان میگذرد و کلمات با رنگ های مختلف بروی ورق می ریزد چه تلخ شرین وعادی باشد . با هر برگی که بروی شاخه های این صفحه میگذارم گلهای رنگارنگ و آغاز بهار را نتواند آن چنانیکه شما خوبان زیبا نگری و زیبا می کشید گوید اما چه کنم علاقه مندی و مستی واژه هاغچ غچ های پرنده گان جرعه های دلتنگی ام را با شما عزیزان در میان میگذارد .

یادت باشه :

آنگاه که میایی و می بینی نوشته ها و گفته هایت در فعالیت های کوچک بعدی چراغ راه من خواهد بود .

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 8:50  توسط عبدالهادی ایوبی  |